سيد محمد على ايازى
79
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
اين حديث ، از متواترترين احاديث اسلامى است . وقتى اين دو ، از هم جداشدنى نيستند و با هماند ، به جاست كه به عظمت اين تفسير روايى پى ببريم تا شايد بتوان گفت : بهترين تفسير براى كتاب خداوند است ؛ زيرا پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله افزون بر ابلاغ وحى ، نقش تبيين آيات الهى را نيز ايفا مىنمايد و همراه تلاوت و تعليم كتاب ، با گفتار و رفتار خويش - كه آن نيز برگرفته از وحى بود - آيات اين كتاب الهى را تفسير مىكرد . از اين رو ، تا آن حضرت در ميان مردم حضور داشت ، « قرآن كريم » و « گفتار و رفتار پيامبر » ، به سان دو چراغ فروزان ، روشنگر راههاى سلامت و سعادت بودند . با ارتحال پيامبر صلى الله عليه و آله استمرار نقش آن رسول گرامى ، به عترتش واگذار شد كه چون عِدل جدايىناپذير قرآن بودند و بنا بر نص قرآن كريم ، اهل بيت عليهم السلام ، مطهّر هستند ، و بيان آنها در تفسير قرآن نيز همچون ديگر كارهايشان معصومانه است . اگر ثابت شود كه سخنى از اهل بيت عليهم السلام صادر شده ، در حجّيت آن ، ترديد روا نيست . اين سخن ، از طرق مختلف از اهل بيت عليهم السلام همچون امام صادق عليه السلام و ديگران نقل شده است كه فرمود : خداوند ، حلال و حرام و تأويل را به پيامبر صلى الله عليه و آله آموخت و آن حضرت نيز همهء آنها را به امام على عليه السلام تعليم داد . علوم پيامبر صلى الله عليه و آله كه به على عليه السلام سپرده شد ، پس از آن ، در اختيار اهل بيت عليهم السلام بود . امام صادق عليه السلام فرمود : نَحْنُ تراجمَةُ وَحىِ اللَّه . « 1 » امام على عليه السلام نيز در ماجراى حكميَت فرمود : همانا خداى سبحان گفته است : « فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ » . « 2 » پس بازگرداندن آن به خدا ، اين است كه كتاب او را به داورى بپذيريم ؛ و بازگرداندن به رسول ، اين است كه سنّت او را بگيريم . پس اگر از روى راستى به كتاب خدا داورى كنند ، ما از ديگر مردمان ، بدان
--> ( 1 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 192 ( چاپ غفارى ) . ( 2 ) . سورهء نساء ، آيهء 59 .